۱۶ سالم که بود،فکر میکردم تنهایی خوبه ولی الان تو این سن فهمیدم اصلا خوب نیست.آدم های زیادی از زندگیم حذف کردم که بعضی وقت ها دلم برای آن ها تنگ میشه،امروز بلاک لیست تلگرام نگاه میکردم و کسایی را می دیدم که فراموش کرده بودم که از خاطرم رفتن واین حس بدی بهم القا کرد.
پی نوشت:
دیروز دست در داخل دهان پنجره انداختم و مقداری نور برداشتم، برای شب های تاریکم مهربان و درست از وقتی که دروغ شروع به باریدن کرد، از دست های دلتنگم،رنگین کمان چکه میکرد و ذهنم خیلی دیر به صدای تمنای برگ های پاییز رسید و زمستان آنقدر نیامد که من را خواب با خود برد
برچسب:
نویسنده: بنیامین کمالی