فکر نمی کردم که ترس در من انقدر قوی بشود که نتوانم به چیزی پناه ببرم…؟
پی نوشت:
گم کرده راه
خزان
رستاخیز بیهوده گی هاست
تسامح سرد و گرم
در سینه های ابری،بی باران
من شب ها تو را سخت دلتنگم.
برچسب: نویسنده: بنیامین کمالی تاريخ: يکشنبه 5 آذر 1396 ساعت: 23:55