جامانده

خرید بک لینک

افتاده ام به مسیری که نمیدانم انتهایش چیست؟

هوا ناآرام و مضطرب خود را به در و پنجره های خانه ام می کوبد و دیوارهای خانه فکر میکنم عاشق هم شده اند و مدام به هم نزدیک تر می شوند که شاید همدیگر را ببوسند.

حوض خانه ما پر است از خاطرات قدیمی که چشمان ماهی قرمزها را اشک آلود کرده است.

حیاط خانه ما ناامید است،باغچه دیگر سنگ صبور نیست و باغچه انگار مرده است .

آفتابگردان ها با خورشید قهر کرده اند و هر روز بیشتر در دلتنگی خود پژمرده می شوند.

شکوفه های گیلاس شاید یادشان رفته که امسال هم باید بیایند و درخت خانه ما آلزایمر گرفته است.

در خانه دیگر به هیچ کجا باز نمی شود و انگار از گریه کور شده است،تمام خانه دلتنگ توست مهربان

خانه دیگر خانه نیست،از زمانی که رفتی

ما جامانده ایم.

دیالکتیک تنهایی...

ما را در سایت دیالکتیک تنهایی دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 174 تاريخ: شنبه 7 ارديبهشت 1398 ساعت: 8:24

صفحه بندی