آقای هیچکس

خرید بک لینک

صراحتا همیشه به ذوق و قریحه ی نادر ابراهیمی حسودیم شده،حرف هایش و افکارش به بند بند وجود این شخص حسودیم میشه.

مخصوصا متن زیر:

من هرگز ضرورت اندوه را انکار نمیکنم؛ چراکه میدانم هیچچیز مثل اندوه روح را تصفیه نمیکند و الماس عاطفه را صیقل نمیدهد؛ اما میدان دادن به آن را نیز هرگز نمیپذیرم؛ چراکه غم، حریص است و بیشترخواه و مرزناپذیر، طاغی و سرکش و بدلگام.

هرقدر که به غم میدان بدهی، میدان میطلبد و باز هم بیشتر، و بیشتر…

هرقدر در برابرش کوتاه بیایی، قد میکشد، سلطه میطلبد، و لِه میکند…

غم عقب نمینشیند، مگر آنکه به عقب برانیاش، نمیگریزد مگر آنکه بگریزانیاش، آرام نمیگیرد مگر آنکه بیرحمانه سرکوبش کنی…

غم هرگز از تهاجم خسته نمیشود

و هرگز به صلحِ دوستانه رضا نمیدهد.

و چون پیش آمد و تمامیِ روح را گرفت، انسان بیهوده میشود، و بیاعتبار، و ناانسان و ذلیلِ غم و مصلوبِ بیسبب.

من، مثل تو، میدانم که در جهانی اینگونه دردمند، بیدردیِ آنکس که میتواند گلیم خود را از دریای اندوه بیرون بکشد و سبکبارانه و شادمانه بر ساحل بنشیند، یک بیدردی ددمنشانه است، و بیغیرتیست، و بیآبرویی و اسباب سرافکندگی انسان. آنگونه شاد بودن، هرگز به معنای خوشبخت بودن نیست، بل فقط به معنای نداشتن قدرت تفکر است و احساس و ادراک؛ و با اینهمه، گفتم که برای دگرگون کردن جهانی چنین افسرده و غمزده، و شفا دادنِ جهانی چنین دردمند، طبیب حق ندارد بر سر بالین بیمار خویش بگرید و دقایق معدود نشاط را از سالهای طولانی حیات بگیرد.

چشم کودکان و بیماران، به نگاه مادران و طبیبان است.

اگر در اعماق آن، حتی لبخندی محو ببینند، نیروی بالندگیشان چندین برابر میشود.

به صدای خندۀ خالص بچهها گوش بسپار و به صدای دردناکِ گریستنشان، تا بدانی که این، سخنی چندان پریشان نیست.

پی نوشت:

دلم برای شکستن حق انتخابی ندارد ولی شکستن در مقابل چه؟

نورهای بران همیشه قلبم را تکه تکه کرده اند اما همیشه از خیره شدن به خورشید های بی معرفتم سیر نشده ام و انگار از آسیب دیدن لذت میبرم.

همواره چشم هایم را بسته ام و در دنیای خیالی،که برای خود ساخته ام زندگی کرده ام به دور از کسانی که از دیدنشان احساس تهی بودن می کنم.

غم هیچ وقت مرا رها نکرده و هنوز هم در پیله ی های تاریک برای پروانه شدن تلاش میکنم.

تمام زندگی را جنگیده ام و مانند جنگجویی خسته از جنگ به خانه ام برگشته ام، خانه ای که دیگر نیست.

دیالکتیک تنهایی...

ما را در سایت دیالکتیک تنهایی دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 172 تاريخ: شنبه 28 دی 1398 ساعت: 16:41

صفحه بندی