خشم های بی پایان

خرید بک لینک
خشم های بی <a href='/last-search/?q=پایان'>پایان</a>
شنبه چهاردهم مرداد ۱۴۰۲،  22:42

من مخلوقی سرکش،که خدایش سکوت کرده و در میعاد با آن چیزی که وحی شد کفر ورزیدم،آرزو شدم،تا فرصت پرواز ،بال هایم را با سنگ غسل داد،آنگاه با ابرها گریه کردم،با باد ها خشم شدم و خود را به زمین و زمان کوبیدم و شبی که ماه کامل شد،ماه را با طمع بلعیدم و تاریک تر شدم و از کالبد غمگینم، هزار هزار چشمه خاکستر و خون روان شد.

یک جایی تو فیلم متخاصمان،خانم کوئید، به جوزف بلاکر میگه،تو به خدا اعتقاد داری؟

بله خانم کوئید، ولی اون خیلی وقته چشماشو رو اتفافاتی که اینجا میوفته بسته...

محمدطاها

دیالکتیک تنهایی...

ما را در سایت دیالکتیک تنهایی دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 71 تاريخ: سه شنبه 17 مرداد 1402 ساعت: 20:20

صفحه بندی