چه زیبا می گفت قطعا اگر خدا در زمین خانه داشت مردم شیشه های خانه اش را می شکستند نازنینا می خواهم بسوی تو بیایم مرا ریزش کن با صدایی خزان زده، در بحبوحه خش خش ها.
به تو نیازمندم
نبودنت را هرروز با صدای تضرع در گوش انزوای خویش زمزمه می کنم،
در من طلوع کن
پی نوشت:
آخرین برگ سفرنامه ی باران
این است
که زمین چرکین است
شفیعی کدکنی
دیالکتیک تنهایی...
ما را در سایت دیالکتیک تنهایی دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 155