یک روز که می دونم خیلی دوره،از اینجا خواهم رفت یک جای گرم و بی خاطره درست جایی که هیچکس من یادش نیاد، شب ها دیر می خوابم و همین که دارم دوباره می نویسم نشانه اینه که اوضاع روبراه نیست، از همه آدما بیزارم ، تنهایی و سکوت تنها سنگری که برام مونده، امیدوار نیستم ولی مشتاقم اوضاع از این بدتر نشه، هر روز کسایی رو می بینم که دوست ندارم و حرف هایی می شنوم که خوشایند ذهن آشفته ام نیست
پی نوشت:
تسلسل بیهودگی ست
استمرار نخواستنم
این را چگونه بگویم!
بگویم.
نوشته شده در دوشنبه هجدهم دی ۱۳۹۶ساعت 21:15 توسط |
دیالکتیک تنهایی...ما را در سایت دیالکتیک تنهایی دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 162