شاید بشود
از دهان تمام روسپی های که نشناخته ام
بر سکوتی شهادت دهم
که بر استیصال احساسی فروخفته
شکوفه های نو رسیده عفت ام را
در تسلسل هم آغوشی های سرد
بادی ناشناس به مقصدی نامعلوم برده است
بی حرکت در عمق خواب هایم
با تاریکی در آمیخته ام
بی صداتر از تردید
پوچ تر از امید
انتظار هیچ کس را به تماشا ننشسته ام.
پی نوشت:
:(
نوشته شده در جمعه هشتم تیر ۱۳۹۷ساعت 21:51 توسط |
دیالکتیک تنهایی...ما را در سایت دیالکتیک تنهایی دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 201